امروز به یکباره یاد سال های خدمت کنده سوخته را کردم و با خودم گفتم بعد از این همه مدت یک یاداشتی اینجا ثبت کنم هرچند که دیگرکسی سر به اینگونه وبلاگها نمیزند.یاد آن همه محبت مردم روستای کنده سوخته که بی دریغانه نسبت به من داشتند. یاد دانش آموزان عزیزی که اکنون نمیدانم چه راهی را برای آینده خویش انتخاب کرده اند.یاد طبیعت زیبای کنده سوخته،یاد آرامشی که در نبود تلفن های همراه آنجا حاکم بود،یاد روزی که شنبه از تربت جام به محل کارم رفتم مادربزرگم در قید حیات بود و وقتی دوهفته بعداز کنده سوخته برگشنم مادربزرگم دیگر نبود وخیرات هفتمش را هم داده بودندافتادم.عمر چقدر زود می گذرد.امیدوارم در این ایام کرونا اهالی نیک سرشت کنده سوخته حالشان خوب باشد. شانزدهم تیرماه 1399 احدعرب